محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

228

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

قيام مىكند . در هيچ‌جا گمان خيرى نبرده جز آن كه به سوى آن شتافته است . اختيار خود را به قرآن سپرده و قرآن را رهبر و پيشواى خود قرار داده است . هرجا كه قرآن باراندازد فرود آيد و هرجا كه قرآن جاى گيرد مسكن گزيند . شخص ديگرى كه او را دانشمند نامند - امّا از دانش بىبهره است - يك دسته از نادانىها را از جمعى نادان فراگرفته و مطالب گمراه‌كننده را از گمراهان آموخته و به هم بافته و دام‌هايى از طناب‌هاى غرور و گفته‌هاى دروغين بر سر راه مردم افكنده است . قرآن را بر اميال و خواسته‌هاى خود تطبيق مىدهد و حق را به هوس‌هاى خود تفسير مىكند . مردم را از گناهان بزرگ ايمن مىسازد و جرائم بزرگ را سبك جلوه مىدهد . ادّعا مىكند از ارتكاب شبهات پرهيز دارد ؛ امّا در آنها غوطه مىخورد . مىگويد : از بدعت‌ها دورم ، ولى در آنها غرق شده است . چهره ظاهر او چهره انسان و قلبش قلب حيوان درنده است . راه هدايت را نمىشناسد كه از آن سو برود و راه خطا و باطل را نمىداند كه از آن بپرهيزد . پس مرده‌اى است در ميان زندگان . مردم كجا مىرويد ؟ چرا از حق منحرف مىشويد ؟ پرچم‌هاى حق بر فراز و نشانه‌هاى آن آشكار است . با اين‌كه چراغهاى هدايت روشنگر راهند ، چون گمراهان به كجا مىرويد ؟ چرا سرگردانيد ، در حالى كه عترت پيامبر شما در ميان شماست ؟ آنها زمامداران حق و يقينند . آنان پيشوايان دين و زبان‌هاى راستى و راستگويانند . پس بايد در بهترين منازل قرآن جايشان دهيد و همانند تشنگانى كه به سوى آب شتابانند ، به سويشان هجوم ببريد . واژه‌شناسى عشوات : جمع « عشوة » به معناى ضعف در ديدن است .